سفرنامه ونیز

🔶بعد از شهر لوگانو در سوئیس تصمیم گرفتم به ونیز بیام، البته قصد داشتم تا توقفی در میلان داشته باشم ولی به دلیل اینکه هیچ میزبانی پیدا نکردم و بخاطر اینکه زمان زیادی رو در سوئیس گذروندم از میلان صرف نظر کردم.

🔶ونیز یکی از گرون ترین شهرهای ایتالیاست یعنی هزینه اقامت بطور باورنکردنی ای بالاست، صهبا دوست ایرانی هم نمیتونست من رو به خوابگاهش ببره پس تصمیم گرفتم که یک روزه ونیز رو ببینم البته یک روز برای دیدن ونیز کافی بود.

🔶تجربه خیلی جالبی بود که در زمستان به ونیز سفر کردم، جدای خلوت بودنش، زمستان منظره زیبایی به این جزیره زیبا بخشیده بود، مغازه های رنگارنگ، کوچه پس کوچه های باریک، مردم با تیپ های مختلف، همگی برای من خیره کننده بودن.

رستوران افغانی در ونیز

به همراه صهبا و دوستان افغانی

🔶سفر به ونیز همیشه برای من یک رویای دستنیافتنی بود ، بیشتر بخاطر مسئله ویزا، هرچند برای خیلی ها هنوز باور کردنش سخته که ویزارو بدون دخالت فردی و یا دعوتنامه ای گرفتم ، اگه دوست دارید مراحل دریافت ویزای شنگن رو بدونید در سایت کوله پشتی بخوانید.
‌ ‌‌
🔶یادمون باشه هیچ چیزی دست نیافتنی “نیست”بالاخره تصمیم گرفتم با اتوبوس از سوئیس حرکت کنم و به سمت ایتالیا بیام، مقصد اولم جزیره ونیز بود،بعد از یک روز گشتن در این جزیره، دوست عزیزم صهبا من رو به این رستوران برد و افغانی ها با ورود من آهنگ ابی رو گذاشتن و با لحجه زیبای افغانی با من فارسی صحبت کردن که دلم یکم هوای اسرانو کرد ☺️

🔶چیزی که توی ذهنم موند از این رستوران این بود که در قفسه کتاب هاشون ، کتابی از حافظ و همینطور صادق هدایت دیده میشد، همینطور پسری میانسال از کرج که تجارت زعفران میکرد و برای این رستوران زعفران میاورد.

1 کامنت
  1. سمیه دودانگه می گه

    یادمون باشه هیچ چیزی دست نیافتنی “نیست”

    بهتر و زیباتر بود مینوشتید
    یادمون باشه
    «هر چیزی که بخواهیم دست یافتنی است»

کامنت بذارید

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشه.