ذول و جزیره پنانگ

ابتدای سفرم به مالزی به جزیره پنانگ بود.مسیر بسیار دشواری بود چون از سمت پوکت تایلند با ون به پنانگ مالزی اومدم و این مسیر تقریبا 10 ساعت طول کشید , جدای مسیر طولانی و ناهموار استرس اینکه به من مجوز عبور از مرز هم میدن یا نه اضافه شده بود.

 

ویدیو ای ببینید از مسیر زمینی من از تایلند به مالزی و بعد داستان ذوالفقار رو براتون تعریف میکنم. (ویدیو به زودی)

در یکی دو روز اول در مسافرخانه ای در پنانگ اقامت داشتم که تقریبا هزینه ای معادل 20 هزارتومن شبی برای من داشت.خب البته این یک Dorm بود یعنی چندتا تخت داخل یک اتاق و همیشه باید کمترین سرصدا رو کنی تا حق دیگران ضایع نشه.

مسافرخانه پنانگ مالزی

 

سفر به من آموخت یک روز من به عقب نگاه خواهم کرد و متوجه میشوم که چیزهای شگفت انگیز و خاطرات خوب وجود دارد

ذوالفقار میزبانم در پنانگ مالزی

 

بعد از اقامت توی مسافرخونه با ذول توی اینترنت آشنا شدم.ذول بزرگ شده پنانگ بود و مسلمون بود این رو اولین بار از آویز (محمد) روی ماشینش متوجه شدم.

راجه به پنانگ باید بگم که پنانگ به دو قسمت پنانگ شهری و پنانگ جزیره تقسیم میشه که بیشتر مردم پنانگ در قسمت شهری زندگی میکنن ولی قسمت جزیره پنانگ توریستی تره و البته گرون تر. ذول جاهای معروف شهر رو به من نشون داد بعد از یکی دوروز رفت و آمد با ذول ازش قول گرفتم تا بلیط ها رو چک کنه و در اولین فرصت به تهران بیاد.

ذول سفرهای زیادی رفته ولی سفر به ایران از نظر اون یه تجربه متفاوت بود از اونجا که ذول هم تنها سفر میکنه فرصت بسایر خوبی بود تا تجربیاتش رو در اختیار من بذاره.

 

 

 

 

دیدار مجدد ذول در تهران

 

این پست ادامه دارد

 

 

کامنت بذارید

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشه.