منتشر شده در

پاریس؛ از داستان ربوده شدن کوله پشتی تا اقامت در شانزلیزه

فرانسه

  • نام
    توحید شعبانلو
  • روزهای اول در پاریس با تمام مشکلاتی که ابتدای سفرم (گم شدن کوله پشتیم) پیش اومده بود تجربه فوق العاده ای بود.چه مشکلاتی ؟ از ویزا گرفتن بگیر تا گرون شدن یورو موقعی که داشتم میرفتم .در ادامه همراه باشید تا بیشتر براتون توضیح بدم.

      لحظه رسیدن به فرودگاه پاریس

    داستان ربوده شدن کوله پشتی

    داستان ربوده شدن کوله پشتیم در فرودگاه اوکراین از اون جا شروع میشه که وقتی به فرودگاه مقصد یعنی پاریس رسیدم بعد از ارائه پاسپورتم تو فرودگاه من رو نیم ساعت نگه داشتن و سوال های مختلف میپرسیدن که محل اقامتم کجاست و اینکه چقدر پول همراهم آوردم به اروپا، انقدر این رفتار روم تاثیر گذاشت که بعد از رد کردن گیت وقتی میرفتم که کوله پشتیم رو بردارم متوجه شدم کوله پشتی همه مسافرها رسیده جز مال من (عجب شانسی!) خب کوله پشتی من خیلی تمیز و توی چشمه، اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که یکی از کارکنان فرودگاه (ایران، اوکراین یا فرانسه) از کوله پشتی من خوششون اومده و برداشتنش که بعدا فهمیدم حدسم درست بوده، آدرس خونه میزبانم رو گذاشتم فرودگاه که اگه پیداش کردن بفرستن اونجا.خلاصه بعد از سه روز پیگیری و تماس های مکرر با شرکت هواپیمایی اوکراین در ایران و ایمیل به شرکت اصلی هواپیمایی اوکراین، کوله پشتیم رو آوردن به خونه میزبانم سوفی در پاریس.البته یکسری وسایل هام که در جیب های کناری گذاشته بودم ربوده شده بود و شرکت بی مسئولیت اوکراینی هیچ غرامتی بابت اون ها به من نداد.

      کوله پشتی ربوده شده بیچاره من

    اقامت در شانزلیزه

    اقامت من در خونه دوستم سوفی که در شانزلیزه زندگی میکرد این حال بد رو در روزهای اول سفرم تبدیل به حال خوب کرد.قبل از سفرم به فرانسه نزدیک به 15 نفر من رو به خونشون دعوت کردن که تو اینجور مواقع چندتا گزینه رو باید فاکتور گرفت و یکی از اونا لوکیشن میزبانت هست که مسلما من سوفی رو انتخاب کردم چون خونش توی شانزلیزه بود یعنی دقیقا نزدیک ترین نقطه به تمام مکان های پربازدید پاریس.

      ایفل از پنجره خونه سوفی

    خاطره ای که هیچوقت فراموش نمیکنم و هربار که یادش میافتم خنده ام میگیره داستان سیب زمینی سرخ کردن در خونه سوفی هست، چند روز اول که کوله پشتیم گم شده بود هیچ مواد غذایی ای همراهم نبود چون همه کنسروها، برنج و تمام آذوقه توی کوله پشتی بود.

      کل وسایلی که قبل سفر آماده کرده بودم که شامل غذا هم می شد

    یادمه به سوفی گفتم چیزی داری که آشپزی کنم و اون به سیب زمینی های توی آشپزخونه اشاره کرد، وقتی مشغول سرخ کردن بودم پیش خودم میگفتم که این منو سیر نمیکنه که! تو همین لحظه سوفی گفت که برای منم داری درست میکنی دیگه؟ بهش گفتم مگه توام میخوای؟؟؟ این که هیچکدوممون رو سیر نمیکنه!

      آشپزخونه سوفی

    و این شد نتیجه این خاطره

    رفرنس سوفی در مورد اقامت 4 شبه من در خانه اش

    سوفی و آخرین عکس یادگاری

    قدم زدن در کنار رود سن فوق العادست بخصوص اینکه در هر خیابانی که باشید در هر صورت به این رود ختم میشه.داشتم به سمت قرارم میرفتم, ملاقات با دوستای فرانسویم که قبلا در تهران میزبانشون بودم و باعث شد تمام بد شانسی هام تا اینجای سفر رو بی خیال بشم.

      در کنار رود زیبای سن

    میریام یا به تلفظ خودمون مریم که دختری مراکشی و در پاریس زندگی میکنه رو پارسال در تهران میزبانش بودم و الناز همکلاسی و دوست قدیمیم هم که در شهر لیون در فرانسه زندگی میکنه به من ملحق شد و یک روز رو با هم گذروندیم.

    الناز از لیون و میریام از پاریس

    در نهایت ویدیوی یک دقیقه ای از پاریس

    0 دیدگاه

    بارگذاری دیدگاه ها